تبليغاتX
اشك مهتاب

54darya

فاطمه

54darya

http://54darya.blogfa.com

اشك مهتاب

اشك مهتاب

اشك مهتاب

زير باران بايد رفت
فكر را خاطره را زير باران بايد برد
دوست را زير باران بايد ديد
عشق را زير باران بايد جست

اشك مهتاب

 
 
اشك مهتاب   
       
   
  
 
فهرست اصلی
صفحه اصلی
آرشیو مطالب
لینکستان
تماس با ما
 

موضوعات
عكسهاي جالب
ورزشي
دلنوشته
متفرقه
مذهبي
تلخ وشيرين
هنري
 

آرشیو مطالب
دی 1388
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
 


یه روز بارونی
موضوع مرتبط با : دلنوشته

بعد چند وقت تونستم سری به حرم بانوی عشق (حضرت معصومه)بزنم.صبح زود بودو نم نم بارون رو گنبد طلایی حس لطیفی رو تو وجودم سرازیرمیکرد.

رفته بودم شکایت.اما وقتی وارد حرم شدم وقتی نگاهم تو نگاههای عاشق بارون زده گره خورد.دیدم اینجا یه گوشه بهشته با تمام زیبایی هاش.تو اون لحظه خودمو رها کردم از هرچه دلتنگیه  ازهرچه غربته  از هرچه .................

نزدیک ضریح که رسیدم فقط یه چیز ازش خواستم.اونم فقط خودشو .

بگذاربیرون از اینجا هرچه هست باشد.دلشکستن.غربت.و............................................مهم اینه که اینجا مرکز یه انرژی عظیمه.

فاطمه پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387  نظر بدهید!

موضوع مرتبط با :

آبشار

صدای زیبای آبشار نقره‌ای را با همین گوش‌های تیزم می‌شنوم. گویی که قطره قطره‌اش برایم حکم یک دریا دارند، صدایشان کردم آمدند و برایم یک جام از آب گوارا آوردند. گفتم: مگر خودتان تشنه نیستید گفتند ما سیرابیم، اما تو هنوز رودخانه دلت کویر است، لیوان را گرفتم، نوشیدم آن را، گوارا بود و به دلم نشست و در همان لحظه دیدم صدایی دگر نمی شنوم، هر چه نگاه کردم آن همه قطرات آب را ندیدم، گفتم خدایا چرا اینگونه مرا تنها گذاردند؟ چرا اینگونه سیراب شدم، اما مرا خواب کردند و رفتند، صدایی شنیدم، به سویش دویدم و رسیدم، آری، آری، این همان آبشار است و رفتم یک لیوان را در کنار سنگ‌ریزه‌های آبشار دیدم، دویدم، دویدم، آنقدر که دوباره تشنه شدم اما دیدم نوری کنارم ایستاده، گفتم که هستی!گفت: همان کسی که در انتظارش کنار جاده سرنوشت نشسته‌ای. گفتم من لیاقت ندارم، چرا سراغم آمدی؟ گفت: پاک است دلت، اینگونه مگذار آلوده شوند، گفتم: چگونه؟ گفت مرا طلب کن، صدایم زن، گفتم نمی‌رسد صدایم به گوشت، گفت رسیده، اما نه با آن لحنی که باید مرا طلب کنی. گفتم عشقم را چه کنم، گفت: عاشق باش، اما آنگونه که خودت می‌گویی بر سر جاده انتظار منتظرش باش. این را گفت و از جلوی چشمان سیاهم محو شد.     

 "فاطمه مردانی" (ساغر)

فاطمه پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387  نظر بدهید!

اولین مسجد قطب شمال ساخته می‌شود؛
موضوع مرتبط با : مذهبي

قطب شمال

منابع خبری اعلام كردند یك بازرگان عربستانی با اهدای 3 میلیون دلار، قصد دارد به ساخت اولین مسجد در قطب شمال به مساحت هزار متر مربع كمك كند. به گزارش شیعه آنلاین، در همین راستا روزنامه "شمس" چاپ عربستان نوشت: این شهروند خیر و نیكوكار خواسته برای ریا نشدن تا نامش فاش نشود."شمس" در ادامه نوشت: این مسجد در واقع در شمالی ترین نقطه كشور نروژ كه بخشی از قطب شمال به حساب می آید ساخته خواهد شد.در همین راستا مسلمانان نروژ طی نامه ای رسمی از مقامات مسئول نروژی خواستند تا یك قطعه زمین در آن منطقه در اختیارشان قرار دهد تا هر چه سریعتر این پروژه آغاز شود.گفتنی است این مسجد همچنین قرار است بزرگترین مسجد در شمال نروژ باشد. این بانی عربستانی مقیم لندن است.شایان ذکر است بعید نیست که وهابی ها قصد داشته باشند برای نشر اندیشه های منحرف و مضحک خود به قطب شمال هم بروند و در آنجا برای خود پایگاه داشته باشند.

فاطمه پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387  نظر بدهید!

هیچ انسانی بی عیب نیست!
موضوع مرتبط با : مذهبي

اگر دیدید که همسرتان یک نقطه عیبی دارد-هیچ انسانی بی عیب نیست -ومجبورید او را تحمل کنید،تحمل کنید،که اوهم همزمان،دارد یک عیبی را از شما تحمل می کند .آدم عیب خودش را که نمی فهمد ،عیب دیگری را می فهمد .پس بنا را بگذارید بر تحمل .
اگر چنانچه قابل اصلاح است ،اصلاحش کنید اگر دیدید کاری نمی شود ،با او بسازید

                                    http://qasrma.blogfa.com/

فاطمه یکشنبه دهم آذر 1387  نظر بدهید!

بدون شرح
موضوع مرتبط با : عكسهاي جالب

فاطمه یکشنبه دهم آذر 1387  نظر بدهید!

منتظر
موضوع مرتبط با : دلنوشته

امروز از اون روزايي ست كه خيلي دلم گرفته.كاش ميتونستم صندوقچه پنهاني رو كه سالها گرد وغبار دلتنگي روي اون نشسته غبارروبي كنم.بدون ترس از چشمهاي در كمين.بدون ترس ازنگاههاي غريب.وبدون ترس ازدستهاي نامحرم.

مي خوام امروز خودم باشم..اماهمه خيالهاي سياه و خاكستري رهايم نميكند.حتي دست مهربون فرشته همراهم گرماي خودشوازدست داده نميدونم من قطبي شدم يا اون يه جورايي خسته.هرچه هست .كشنده و نفس گيره .خدا جون يه چيزي بگم نگي فضولي موقوف.چون تنها تويي كه در هرلحظه بدون هيچ پيش شرطي مي شنوي . كاش جوابمو يه جوري كه بشنوم ميدادي.آخه قربونت برم تو كه اين جنس شكستني رو افريدي چرا درست گسلاي زلزله خيزو در همون منطقه بدون ذره اي انحراف افريد ي.منو توبد مخمصه اي قراردادي نه ميتونم قلبموجابجا كنم نه گسلها رو.همه درها رو بستي وفقط يه روزنه بالا سرم گذاشي كه به اميد طلوع خورشيد بمونم اما خيلي بيقرارم .نميخوام يه بار ديگه تجربه تلخ گذشته را تكرار كنم .كاش اون موقع به جاي فراموشي وبه جاي فرار از مشكلات وناشكري توانايي حل مسأله را ازتو ميخواستم.

كاش معجزه اي رخ ميداد هرچند به قول بزرگي تو خود معجزه اي . خدا كنه باورم بشه!

View Full Size Image

فاطمه پنجشنبه هفتم آذر 1387  نظر بدهید!

السلام علیک یا صاحب الزمان
موضوع مرتبط با : عكسهاي جالب

فاطمه سه شنبه پنجم آذر 1387  نظر بدهید!

یادش به خیر...
موضوع مرتبط با : مذهبي

آقاي زورو گردان

جثه‌ ريزي‌ داشت‌. مثل‌ همه‌ بسيجي ها خوش‌ سيما بود و خوش‌ مَشرَب‌. فقط‌ يك‌ كمي‌ بيشتر از بقيه‌ شوخي‌ مي‌كرد. نه‌ اينكه‌ مايه‌ تمسخر ديگران‌ شود، كه‌اصلاً اين‌ حرف ها توي‌ جبهه‌ معنا نداشت‌. سعي‌ مي‌كرد دل‌ مؤمنان‌ خدا را شادكند.

/

فاطمه سه شنبه پنجم آذر 1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

کودک نابغه
موضوع مرتبط با : عكسهاي جالب

 

فاطمه یکشنبه سوم آذر 1387  نظر بدهید!

ببینید ما این جوری هستیم یا اونجوری که خدا می خواد ..
موضوع مرتبط با : مذهبي

بندﻩی من!  نماز شب بخوان و آن يازده رکعت است.
- خدايا!  خستـﻪام، نمـﻰتوانم نيمه شب يازده رکعت بخوانم!
- بندﻩی من!  دو رکعت نماز شفع و يک رکعت نماز وتر را بخوان.
- خدايا!  خستـﻪام، برام مشکله نيمه شب بيدار شوم!
- بندﻩی من!  قبل از خواب اين سه رکعت را بخوان.
- خدايا!  سه رکعت زياد است!
- بندﻩی من!  فقط يک رکعت نماز وتر را بخوان.
- خدايا!  امروز خيلی خستـﻪ شدﻩام، آيا راهی ديگر ندارد؟
- بندﻩی من!  قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و بگو يا الله.
- خدايا!   من در رخـﺖخواب هستم و اگر بلند شوم، خواب از سرم مـﻰپرد!
- بندﻩی من!  همان جا که دراز کشيدﻩای تيمم کن و بگو يا الله.
- خدايا! هوا سرد است و نمـﻰتوانم دستانم را از زير پتو بيرون بياورم!
- بندﻩی من! در دلت بگو يا الله، ما نماز شب برايت حساب مـﻰکنيم.
بنده اعتنايی نمـﻰکند و مـﻰخوابد !!!.
- ملائکـﻪی من!  ببينيد من ايـﻦقدر ساده گرفتـﻪام، اما بندﻩی من جيفة بالليل است، و خوابيده است. چيزی به اذان صبح نمانده است، او را بيدار کنيد، دلم برايش تنگ شده است، امشب با من حرف نزده است.
- خداوندا!   دو بار او را بيدار کرديم، اما باز هم خوابيد.
- ملائکـﻪی من!   در گوشش بگوييد پروردگارت، منتظر توست.
- پروردگارا!   باز هم بيدار نمـﻰشود!
اذان صبح را مـﻰگويند، هنگام طلوع آفتاب است.
- ای بنده!  بيدار شو، نماز صبحت قضا مـﻰشود.

خورشيد از مشرق سر برمـﻰآورد. خداوند رويش را برمـﻰگرداند.
  
 ملائکـﻪی من! آيا حق ندارم که با اين بنده قهرکنم؟

http://www.omolaemeh.blogfa.com/

فاطمه یکشنبه سوم آذر 1387  نظر بدهید!

کلید آسمان را یافت. (ویژه سردار شهید مهدی زین الدین)
موضوع مرتبط با : مذهبي

--++
 

نام بلند مهدی زین‌الدین درسال 1338 در انبوه زمینیان درخشید و هستی آسمانی‌اش در خاك تجلی یافت. او در خانواده‌ای مذهبی و متدین متولد شد. با ورود به مدرسه و آغاز زندگی تازه، مهدی اوقا ت فراغتش را در كتاب‌فروشی پدر می‌گذراند. مهدی در دوران تحصیلات متوسطه‌اش به لحاظ زمینه‌ هایی كه داشت با مسائل مذهبی و سیاسی آشنا شد. در مسیر مبارزات سیاسی علیه رژیم پهلوی به دلیل نپذیرفتن شركت اجباری در حزب رستاخیز از مدرسه اخرا ج شده بود، با تغییر رشته و علیرغم تنگنا و فشار سیاسی تحصیل را ادامه داد و رتبه چهارم را درمیان پذیرفته‌شدگان دانشگاه شیراز به دست آورد اما با تبعید پدر به سقز از ادامه تحصیل منصرف شد و به شكل جدی‌تری فعالیت مبارزاتی را پی گرفت. پدر پس از زمانی كوتاه به اقلید فارس تبعید شد و دور از خانواده مدتی را در آنجا گذراند. با شروع مبارزات مردمی در سال 56 پدر مخفیانه به قم رفت و خانواده را نیز منتقل كرد. از آن پس مهدی به همراه پدر و جمعی دیگر در ساماندهی و پیش بردن انقلاب در شهر قم تلاشهای بسیاری كردند.

فاطمه شنبه دوم آذر 1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

آخرین مطالب ارسالی 
باز باران................... (سه شنبه هشتم دی 1388)
ایستگاه (چهارشنبه سیزدهم آبان 1388)
کلید (یکشنبه سوم آبان 1388)
عيدفطر (یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388)
بيا اى صاحب عصر! (پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388)
عشق به میهن (دوشنبه یکم تیر 1388)
عکس - فرشي درست شده از 700000 گل بگونيا ! (چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388)
فریاد خاموش (شنبه هشتم فروردین 1388)
(چهارشنبه پنجم فروردین 1388)
روبان دوزي (پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387)
 
امکانات
خوش آمديد ميهمان
آمار بازديد:
 
بازديد کلي :
نویسندگان :

 

لینک دوستان
فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل
قالب وبلاگ
توپ طلايي(پسرم)
شكوفه سيب
درياي بيكران
دوستان خوب
پخش زنده از حرم امام رضا علیه السلام
حوزه هنری
تبیان
شمیم
مرکز اطلاع رسانی شهید آوینی
يا عشق ادركني
اشكهاي خورشيد
كربلايي 110
آموزش پخت انواع غذاهای ایرانی
جزيره ي مجنون
خانواده سبز
قصرمان راخودمان مي سازيم
يادداشت‌هاي يك خبرنگار(كامران نجف زاده)
مداحي
انتفاضه ي مجازي(غزه در اتش و خون)
عکس عکس عکس همه جوره
فريادگران توحيد
 

تبلیغات متنی

مکان تبليغات شما

شما مي توانيد با کمترين هزينه در اين مکان تبليغ خود را قرار دهيد.

مکان تبليغات شما

شما مي توانيد با کمترين هزينه در اين مکان تبليغ خود را قرار دهيد.

قالب وبلاگ » بلاگفا، پرشین بلاگ
 

 
قالب وبلاگ
 
 

 

All Right Reserved By ParsTheme.Com

Template By ParsTheme &
Design by Amirhoseyn rahbari

PHPNUKE.IR
 

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب پرشين بلاگ

قالب بلاگفا