مرتبط با : دلنوشته
بعد چند وقت تونستم سری به حرم بانوی عشق (حضرت معصومه)بزنم.صبح زود بودو نم نم بارون رو گنبد طلایی حس لطیفی رو تو وجودم سرازیرمیکرد.
رفته بودم شکایت.اما وقتی وارد حرم شدم وقتی نگاهم تو نگاههای عاشق بارون زده گره خورد.دیدم اینجا یه گوشه بهشته با تمام زیبایی هاش.تو اون لحظه خودمو رها کردم از هرچه دلتنگیه ازهرچه غربته از هرچه .................
نزدیک ضریح که رسیدم فقط یه چیز ازش خواستم.اونم فقط خودشو .
بگذاربیرون از اینجا هرچه هست باشد.دلشکستن.غربت.و............................................مهم اینه که اینجا مرکز یه انرژی عظیمه. |