وقتی گاهگداری از بین همه تعلقاتت سر برمی آری وبا تمام وجود در دلت آری فقط در دلت فریاد میزنی خدا انعکاسش تمام صخره های قلبت را به لرزه در می آورد و دوباره سرشارمیشود وجودت از فوران ستاره.دلتنگی ها خستگی هاو........میآیند وگاهی ماندنی اند و گاهی رفتنی. خدا کند که همه لحظه های تنهایی من وتو رنگی از خدا بگیرد و بس.اما رفیق حواست باشد اگر بیرون از اینجا فریاد بزنی همه حتی همه چشمهای آشنا تورا دیوانه ای می خوانند که یحتمل به آخر خط رسیده ای.پس تا می توانی فریاد های خاموشت را در کنج دلت ذخیره کن و کلیدش را به دست صاحبخانه بسپار.