مرتبط با : دلنوشته

ايران
سرزمين من
سرزمين تو
سرزمين ما
از سياست بازي چيزي نميدانم
از بازيهاي پشت پرده بي خبرم
اما همينقدر ميدانم كه از نيرنگ وريا متنفرم
آرامش را دوست دارم اما نه به اين معني كه گوسفندوار فقط در پي آب ونان وشهوت باشم.
فراموش كنم كه همه انسانيم ومسئول
از گرگ صفتي هم بيزارم
بيزارم از چنگ ودندان تيز كردن آنهم براي هموطن
بيزارم از آتش خشمي كه به صورت كلاه كاسكت بر صورت هموطن فرود آمد...
گويي در اين آشفته بازارجاي دوست ودشمن عوض شده است
وبه جاي اينكه به (اشدائ علي الكفار ورحمائ بينهم)پايبند باشيم
به (رحمائ علي الكفار واشدائ بينهم) معتقد شده ايم
ديگر تحريف قران از اين آشكارتر
پس واقعا به كجا چنين شتابان...
بيزارم از نيش زهر آگيني كه به ظاهر دوستان قلب ايران را نشانه رفتند
بيزارم از دستهايي كه جام خون را لا جرعه با خنده هاي شيطاني سر كشيد
و هيچ نپرسيد كه به كدامين گناه برادر يا خواهر هموطنش را به خاك وخون كشيد.
جامي كه با اشك تمساح دشمنان قسم خورده ايران اسلامي شستشو داده شد.
روزگاري خوب بودن آسانتر بود
اما حالا چشم مي بيند ودل ميخواهد وديگر كار به هيچ ندارد...
شهوت وبرهنگي- مقام ومنصب- پول وثروت
همه و همه
نقطه آمال انسان مي شودوديگر هيچ فرقي نميكند كه ايران پاره پاره شود.
هيچ فرقي نمكند كه گرگهاي گرسنه با نشان دادن دندانهايشان اطراف من وتو پرسه ميزنند
و
اداي دايه مهربانتر از مادر را برايمان در مي آورند.
هيچ فرقي نميكند كه فرزندان بيگناه ايران هدف بدترين...
با تو هستم هموطن
در اين آشفته بازار احساس خطر براي ميهن كدام گوشه دلت را گرفته؟
چگونه است كه هرشب پشت فريادهاي الله ابر وياحسين پنهان ميشويم
اما با اينكارها بهانه به دست دشمن ميدهيم تا به مساجدمان اهانت كرده
و
برخي را در آتش كينه سي ساله خود بسوزانند.
خدايا بيزارم از اين همه دورويي
اما در عين حال به فضل ورحمت بي انتهايت اميدوارم.
عاشقانه اشكهايم را در حريري از نياز به سويت پيشكش ميفرستم
و
عاجزانه از تو ميخواهم كه دلهاي ما را به هم نزديك كني
كه جز تو پناهي نيست.
خدايا به حرمت تمام اشكهايي كه از درددل مظلومانه رهبرمان با حجت برحقت
از ديدگان عاشقانت جاري شد
ازديدگان كساني كه
كه عامدانه دل رهبر عزيزمان را خون كردند
وقابل هدايت نيستند
تا قيام قيامت اشك خون جاري كن.
آمين يا رب العالمين
دلنوشته مشتركي از فاطمه وچشمه
http://60moj.blogfa.com/ |